داستانی است که می گوید: خدا می خواست پیامبر را در گیلان به پیامبری برساند... فرشته ای گفت: چنین نکن! که:

اگر پیامبر بگوید: به من ایمان بیاورید تا شما را به بهشتی ببرم پر از درخت....

گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!

اگر گوید: بهشت سرزمینی است که شاخه های پر میوه اش به زمین رسیده و شما می توانید با دست، میوه بچینید...

گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!

اگر گوید: بهشت سرزمینی است که در زیر درختانش نهر آب روان است...

گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!

اگر گوید: بهشت سرزمینی است پر از دخترهای سپید روی و زیبا گیسو...

گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!

پس خدا چاره ای اندیشید و پیامبر را در عربستان دنیا آورد.... سرزمینی که نه درخت داشت، نه نهر روان زیر آن... نه.......

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار.........

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت......