بهشت
داستانی است که می گوید: خدا می خواست پیامبر را در گیلان به پیامبری برساند... فرشته ای گفت: چنین نکن! که:
اگر پیامبر بگوید: به من ایمان بیاورید تا شما را به بهشتی ببرم پر از درخت....
گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!
اگر گوید: بهشت سرزمینی است که شاخه های پر میوه اش به زمین رسیده و شما می توانید با دست، میوه بچینید...
گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!
اگر گوید: بهشت سرزمینی است که در زیر درختانش نهر آب روان است...
گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!
اگر گوید: بهشت سرزمینی است پر از دخترهای سپید روی و زیبا گیسو...
گیلانی ها خواهند گفت: اینت بهشت! گیلان ما!
پس خدا چاره ای اندیشید و پیامبر را در عربستان دنیا آورد.... سرزمینی که نه درخت داشت، نه نهر روان زیر آن... نه.......
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار.........
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت......